تبليغاتX
ستاره
سلام بچه ها. به زودی براتون بیو گرافی مدونا رو میزارم.
+ نوشته شده توسط msga در یکشنبه 11 آذر1386 و ساعت 7:28 |
gunel azeri kiziخشگلترین و زیباترین خواننده ی ترک

متولد گنجه آذربایجان

شروع خوانندگی از ۱۳ سالگی

                         

           Azeri Kızı, Günel

                                       

+ نوشته شده توسط msga در شنبه 29 مهر1385 و ساعت 22:54 |
nancy ajram photos صور نانسي عجرم
نانسی عجرم مشهور ترین خواننده لبنانی و عرب زبان که 24 سال سن داره
 
 
ترجمه یکی از ترانه های نانسی عجرم

www.arabirayan.blogfa.com/post-93.aspx

arabirayan.blogfa.com/post-52.aspx

 

_9515_nancy-ajram-5-4-2004.jpg

4.jpg

 

نوال ذغبی !

+ نوشته شده توسط msga در شنبه 29 مهر1385 و ساعت 22:8 |

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط msga در شنبه 29 مهر1385 و ساعت 22:7 |

ابرو گوندش ۱۲ اکتبر ۱۹۷۴ در استانبول به دنيا آمد.ابرو به عنوان يک فروشنده در يک فروشگاه لباس کار می کرد.تو همون سالها چند تا از مشتريها که صدای ابرو رو شنيده بودن فهميدن که صدای ابرو قشنگه و اون رو به Neshe Demirket ( شرکت موزيک ) بردن, و خواستن صدای اون رو به عنوان يک صدای خوب و زيبا به همه اعلام کنن.اون شرکت چون اون زمان هنوز تشکيل نشده بود برای اينکه صدای ابرو رو ضبطش کنن ابرو رو به دست آقای Selchul Teki و يکی از مشتريها سپردن.وابرو هم با اين دو شخص معروف موزيک اون زمان همکاری کرد. قبل از اينکه ابرو آلبومی بده بيرون و معروف بشه برای اينکه بتونه رو صحنه خوب کار کنه و به صحنه عادت کنه به نزد خانم امل سايين رفت و پيش اون کار کرد.خواننده زيبا در مت زمان کوتاهي برای اينکه آلبوم بده بيرون شروع به کار کرد.

سال ۱۹۹۳ اولين آلبومش به نام Tanri Misafiri ( مسافر الهی ) در دنيای موزيک محشری به پا کرد.صاحبان شرکتی که ابرو اونجا بود با اين آلبوم ميليونها پول در آوردن که ابرو با اين آلبومش چند تا جايزه گرفت. سال ۱۹۹۴ در کانال Kral به عنوان بهترين خواننده زن تا سه سال جايزه رو گرفت

ابرو سال ۲۰۰۰ با يک آلبوم خيلی جديدی ظاهر شد به اسم Dön Ne Olür ( برگرد چی ميشه ). توی استوديو وقتی داشت ميخوند جلوی فيلمبردارا خونريزی مغزی ميکنه و به زمين ميوفته . بعد از اينکه مدتی در بيمارستان بود يک مدت طولانی استراحت کرد و مجبور شد از طرفدارانش دور بمونه. طرفدارانش برای اينکه نسبت به ابرو ابراز علاقه کنن با خريدن آلبوم Dön Ne Olür اون سال بالاترين رکورد خريد آلبوم در ترکيه رو رقم زدن.

توی اين آلبوم که کارگردان اون آقای تاربک آقانسی که آهنگسازی از آهنگسازهای جوان اون سال بود آهنگ Hata ( خطا ) که مال Sezen Aksu بود جای گرفته بود.توی اين آلبوم يه سورپريز هم بود که آهنگ Deli Deli ( مجنون مجنون ) بود که آهنگ بچه ها بود.ابرو بعد از يه استراحت طولانی شنبه ۱۱ مارس ۲۰۰۰ در مرکز Bestençi کنسرتی اجرا کرد که پول اين کنسرت رو به بيمارستان بخشيد.

ابرو در سال ۲۰۰۱ با ارائه يکی از بهترين آلبوم هايش دنيای موزيک ترکيه رو متحول کرد.نام اين آلبوم Ahdim Olsün است که دو ترانه Sensizim ( بی تو هستم ) و Seni Seviyorum ( تو را دوست ميدارم ) آنرا از ديگر آلبومهايش متمايز ساخته است.

اين خواننده موفق در سال ۲۰۰۳ نيز يک آلبوم به نام Şahane ( شاهانه ) به عرصه موزيک تقديم کرده است.

ابرو در سال ۲۰۰۴ آخرين آلبومشو تا به الآن با نام Bize De Bu Yakişir ارائه کرده است.

ابرو بلافاصله بعد از اولين آلبومش آلبوم دوم خودشو به نام Tatli Bela ( عشق شيرين ) رو شروع به ساختن کرد و بعد ازچند وقت که آماده شد اون رو پخش کرد. خواننده جوان تو اين آلبوم آهنگهای رومانتيک خواند.

آلبوم سومش سال ۱۹۹۵ به اسم Ben Daha Büyümedim ( من هنوز بزرگ نشدم ) پخش شد.توی اين آلبوم آهنگهای Firtinalar ( طوفان ها ) و Çok Mu Gardünüz ( آيا شادابی را برای من زياد دانستی ) عصيان ميکنه. اين آلبوم  سرآغاز دوستی ابرو با Serdar Ortaç بود.

چهارمين آلبومش به اسم Kurtlar Sofrasi ( سفره گرگها ) در سال ۱۹۹۶ بيرون اومد . در اين ميان پيشنهاد بازيگری به ابرو می شد و اون تو سريالهايی که اسم آلبومش رو داشتن به عنوان نقش اول بازی ميکرد.

بعد از دو سال فاصله يعنی در سال ۱۹۹۸ آلبوم Sen Allahin Bir Lütfüsün ( تو لطفی از جانب خداوند هستی ) به بازار موزيک اومد.آهنگ ۱۲ در اين آلبوم به طرز و روش خود ابرو بوده.

 

 

  

 

  

 

 

+ نوشته شده توسط msga در شنبه 29 مهر1385 و ساعت 22:6 |
  mahsun kirmizigul

  مادرم "فائقه آریک" و پدرم "چرکز بازنجیر" در یک بیمارستان دولتی در "بینگول" با هم آشنا شدند و ازدواج کردند. مادرم به علت داشتن سه فرزند از شوهر قبلی خودش و یازده فرزند از شوهر بعدیش تا حد جدایی با پدرم پیش رفت. مادرم مرا چهار ماه حامله بود که از پدرم جدا شد و به "دیار بکر" کوچ کرد. او بالاخره چهارمین و آخرین بچه خودش رو در 26 مارچ سال 1969 به دنیا آورد و اسمش رو عبدالله گذاشت. عبدالله اسمی است که مادرم روی من گذاشت. در پنج سالگی با تعویض شناسنامه توسط پدرم اسمم ماهسون شد

.

زندگینامه ماهسون از زبان خودش:

تولد

   هر آدمی که زندگی می کند دارای یک رویا یک زندگینامه و یا یک رمانی است. یکی زندگی محزون ، یکی زندگی پرنشاط و یکی زندگی تاریکی دارد. هر انسانی از تاریکی می آید و به تاریکی می رود. شما توان تعقیب سالهای مه آلود گذشته رو ندارید. در این نوشته تنها بخش کوچکی از زندگی مرا می توانید پیدا کنید.

   مادرم "فائقه آریک" و پدرم "چرکز بازنجیر" در یک بیمارستان دولتی در "بینگول" با هم آشنا شدند و ازدواج کردند. مادرم به علت داشتن سه فرزند از شوهر قبلی خودش و یازده فرزند از شوهر بعدیش تا حد جدایی با پدرم پیش رفت. مادرم مرا چهار ماه حامله بود که از پدرم جدا شد و به "دیار بکر" کوچ کرد. او بالاخره چهارمین و آخرین بچه خودش رو در 26 مارچ سال 1969 به دنیا آورد و اسمش رو عبدالله گذاشت. عبدالله اسمی است که مادرم روی من گذاشت. در پنج سالگی با تعویض شناسنامه توسط پدرم اسمم ماهسون شد.

دیاربکر

   دیاربکر با تاریخ 9000 ساله و اولین مرکز مسکونی دنیا و منطقه گسترده تمدن انسانیت، با تاریخ وخاک جادویی. دیاربکر سرزمین "ضیاءگوکالپ" ها و "علی امری" ها، "سلیمان نظیف" ها و "احمد عارف" ها و سرزمین بلبل ترانه ها "جلال". دیار بکر سرزمین خوش آوازه خوان ها سرزمین مارها ، عقرب ها، رنج ها، سختی ها و به همان اندازه دیار بکر سرزمینی پر غرور.

   در منطقه عرب شیخ این شهر در خانه ای که مجموعاً یک اتاق داشت به دنیا آمدم. برادرهای ناتنی ام که از شوهر قبلی مادرم بودند (اسماعیل آریک ، محمود اریک و مصطفی آریک) از به دنیا آمدن من خیلی خوشحال شدند و مرا مثل برادر تنی خود بزرگ کردند. من شوکت پدری را از آنها دیدم چون اصلاً پدرم را نمی شناختم. اولین بار پدرم را در 6 سالگی از دور دیده بودم. از شش سالگی به بعد در بعضی تعطیلات شش ماهه که به دیدار مادربزرگم می رفتم پدرم و بقیه برادرانم را تنها در آن زمان می توانستم ببینم. دوره ابتدایی را در مدرسه ابتدایی "سلیمان نظیف" و دوره راهنمایی را در مدرسه "علی امری" و دبیرستان را در مدرسه جمهوریت دیار بکر خواندم.

شروع موسیقی

   پسر خاله ام آیخان باران در بین اقوام آدم دوست داشتنی ای هست و خیلی هم خوب ساز می زند. دفعه اول در برابر آیخان لرزان لرزان اولین شعری را که یاد گرفته بودم خواندم. آیخان تحت تاثیر صدایم قرار گرفت. از آن روز به بعد آیخان کار مداوم را با من آغاز کرد. حضور اول من در صحنه در دبیرستان جمهوریت به تحقق پیوست. مادرم و برادرانم دکتر یا مهندس شدن من را می خواستند. تاثیر موسیقی روی من خیلی زیاد بود. هر روزم با موسیقی می گذشت. در ذهنم آواز خواندن در کنسرت ها را پرورش می دادم. به سختی می توانستم تصمیم بگیرم که مهندس خواهم شد ، دکتر و یا یک هنرمند.

   در سال 83 و 84 در فستیوال دیار بکر در مسابقات آواز خوانی برای مطرح شدن خودم را آزمودم. در دومین دوره شرکت در مسابقات برای اول شدن مصمم بودم. در سال 84 در دیاربکر کاست آماتوری من توسط یک راننده اتوبوس (محمد تاریح) به گوش تهیه کننده ای به نام مصطفی گونش رسید و مصطفی گونش صدای مرا خیلی پسندید و مرا به استانبول دعوت کرد. برای موفقیت و رسیدن به هدفم 1800 کیلومتر مسافت رو به اون شهر کهن طی کردم. سوالات زیادی در ذهنم وجود داشت. در بین میلیون ها نفر انسان در چنین کلان شهری چه کسی می داند که زندگی چقدر سخته؟ خیالات و امیدهایی داشتم اما از یک طرف ترس و وحشت هم داشتم. زندگی تا پایان عمر ، برای دنیا ، عشق، غم، حسرت، غربت. مجادله من در سال 84 در ماه سپتامبر با ورودم به استانبول شروع شد.

استانبول

   جایی که همسایه همسایه را نمی شناسد ، آدم آدم را نمی شناسد. آری این شهر استانبول است. چطور ساکنان استانبول به آنجا کوچ کردند و آمدند؟ هم ترسناکه هم پر رمز و راز و هم باز پس گیری شهر ( از دست قوم اشغالگر شهر) به نظر من خیلی زیباست. چگونگی آن را هیچکس به درستی نمی داند.

   آلبوم اولم رو در سال 84 در ماه کاسیم ( نوامبر) به دنیای موسیقی عرضه کردم. در پی اون 7 آلبوم دیگه آمد.

پنج   سال تمام گذشته بود. در این مدت خانه ام اتاق شماره 314 هتل لاله بود. این هتل در جاده مسیح پاشا گل سرسبد هتل ها بود. در سال 89 تصمیم گرفتم برای تهیه آلبوم و هرچه زیبا شدن کارهایم در موسیقی و وارد شدن به عرصه کنسرواتوری در امتحان دانشگاه شرکت کنم، دانشگاه دولتی فنی موسیقی ترک.

سالهای کنسرواتوری

مکان اجرای موسیقی، اولین کنسرواتوری موسیقی ترک در ترکیه.

در سیاست موسیقی مدرسه موسیقی کم بود. اما چه افسوس که در اثر سستی دولت یک مدرسه موسیقی موجود بود. در مقابل این سیستم آموزش ضعیف من اراده قوی ای داشتم. مدرسه آموزشی هنرمندان ترکیه متاسفانه به دست فراموشی سپرده شده بود و دیگر یک موسسه مورد علاقه نبود و ارزشی نداشت. جهانی شدن هنر مرهون ارزش پیدا کردن هنر میان جوامع و مردم هست. امیدوارم سیاستمردانی که به هنر و هنرمند ارزش قایل میشوند مسوول موسسه های آموزشی بشوند.

بازگشت به موسیقی

در سال92 با "حلمی توپ اوغلو" آشنا شدم که به من پیشنهاد یک آلبوم کرد. من با این پیشنهاد که بعد از 4 سال به من شده بود در سال 93 با آلبوم "عالم بویسا" کار حرفه ای خودم را آغاز کردم.

ورود به صحنه

در سال 94 در کازینوی چاکیل به همراه بولنت ارسوی ( خواننده) به صحنه رفتم.

اولین سریال

در سال94 برای استار تی وی سریال عالم بویسا را در چند قسمت کار کردم.

در سال 93 بود که مصمم شدم به

 ـ ساخت اثری جهت محبت، صلح، دوستی، برادری، با هم بودن، دین، زبان، مذهب، یه دید سیاسی جداگانه.

 ـ با عصر تکنولوژی همراه شدن.

 ـیک موزیسین تولید کننده و مدیر و سازمان دهنده بودن.

 ـ سرمایه گذاری برای موسیقی.

 ـ نمونه کامل یک هنرمند .

 ـ دست کم هر 2.5 و یا 3 سال یک آلبوم دادن.

 ـ با زنان به برنامه نیامدن.

 ـ تصدیق تازه کاران(آماتورها).

 ـ به با ارزش ترین انسان ها اهمیت قائل شدن.

 سالی که در استانبول بودم هر روزش جدا ، هر لحظه اش یک غم جداگانه و یک مجادله بود من در سالهای مه آلود گذشته مقاطع رو گذراندم.

 

سه نصیحت ارزنده از مادر ماهسون که ماهسون هرگز فراموش نمی کنه:

1 ـ هرگز سیگار نکش.

2 ـ هرگز مشروبات الکلی مصرف نکن.

3 ـ به دختری که دوستش نداری هرگز نگو دوستش داری

 

 

                    

 

 

 

 

 

 

 

نام: عبدالله (ماهسون)

نام خانوادگی: بازنجیر (کیرمیزی گول)

تاریخ تولد: 26 مارچ 1969 ـ 1348 شمسی

محل تولد: شهر بینگول (شرق ترکیه)

پدر: چرکز بازنجیز

مادر: فائقه آریک

تعداد برادر و خواهر: 18 نفر

قد: 1.82 سانتیمتر

رنگ مو: مشکی

رنگ چشم: قهوه ای

غذای مورد علاقه: لوبیا سبز ـ برنج

ماشین مورد علاقه: بی ام و

دین: اسلام

تعداد آلبوم: 10 آلبوم حرفه ای ـ 5 آلبوم آماتور

فعالیتها: خواننده ـ آهنگساز ـ نوازنده ـ سراینده اشعار ـ بازیگر

فیلم ها و سریالها: اندازه عالم ـ این عشق از بین نمیرود

همشهری ـ مغلوب نشدم ـ ظالم ـ تبعیدشده عشق 

 

 

 

وب سایت رسمی:                                     

http://www.mahsunkirmizigul.com                                           

آدرس ایمیل:                                        

mahsun@mahsunkirmizigul.com                                           

   

 

 

+ نوشته شده توسط msga در شنبه 29 مهر1385 و ساعت 22:5 |
احمد كايا

دوران جوانی كايا برابر شد با كودتای ﴿ كنان اورن ﴾ و خفقان شديدی كه بر فضای سياسی جامعه تركيه تحميل گرديد . او كه به شدت مخالف وضع موجود بود در سال ۱۹۸۵ به كمك دوستان خود آلبومی از ترانه هايش را منتشر كرد كه به گفته اش هيچ اميدی به استقبال آن از طرف مردم نداشت و تنها در پی آن بود كه بوسيله ی ترانه هايش اعتراض خود را را به شرايط حاكم اعلام دارد . چند روز پس از عرضه آلبوم ماموران قضايی تركيه كاست او را به دليل وجود چند ترانه ی سياسی جمع آوری نمودند . پس از اعتراض فراوان ، در نهايت فروش كاست او آزاد اعلام شد . همين فعل و انفعالات سبب شهرت نام كايا گشت و كاست او با استقبال نسبتا" خوبی مواجه شد .

آلبوم دوم او ترانه ی شفق نام داشت . وجود شعری به همين نام از ﴿ اولكو تامر ﴾  كه به دليل داشتن افكار سياسی در انتظار اعدام بود ، موجب آوازه ی هر چه بيشتر كايا شد .

اما كايا در سال ۱۹۸۷ در پی آشنايی با ﴿ يوسف هايال اوغلو ﴾  فصل جديدی را در زندگی هنری خود آغاز كرد . آلبوم بپا ميخيزيم كه بيشتر شعرهايش از هايال اوغلو بود در شرايط انسداد شديد سياسی تركيه ، او را در زمره ی خوانندگان برتر و معترض تركيه قرار داد .

كايا در تمام سالهای خوانندگی با شعرای بزرگ تركيه همكاری كرد . علاوه بر هايال اوغلو ، بزرگانی همچون  ﴿آتيلا ايلهان ﴾   و ﴿ اورهان كوتال﴾  از جمله شعرائی بودند كه كايا از شعرهای آنها استفاده ميكرد . لقب كايا "دموكرات خسته  "بود كه برگرفته از كاستی به همين نام از او بود . حضور او در هر مكانی مشكلاتی را بوجود می آورد چرا كه با سخنانش مخالفان آزادی در تركيه را آزار ميداد . به همين جهت ، كايا سالها از اجرای كنسرت در داخل تركيه محروم شده بود . خود می گفت كاری خواهد كرد كه هيچ گاه از ذهن مخالفانش پاك نگردد و همه گاه آنها را خواهد آزرد . يك بار در برنامه ای تلوزيونی اعلام كرد كفن خويش را هر زمان با خود حمل می كند و هر لحظه آماده ی مرگ در راه آزادی ست .

كايا در سال ۹۸ در مراسم اهدای جايزه ی سال به برترينهای تركيه ﴿ جوايز انجمن روزنامه نگاران ﴾ اعلام كرد كه در آلبوم جديد خود ترانه ای كردی اجرا خواهد كرد و سپس كانالهای رسانه ای تركيه را تهديد كرد كه در صورت عدم  پخش كليپ آن ، بايد پاسخگوی مردم باشند . همين مساله موجب گرديد كه مخالفان كردهای تركيه كه همان ملی گرايان افراطی آن كشور بودند ، اعتراض وسيعی به او نمايند . به دليل وقوع درگيری هايی در آن مراسم ، روز بعد دادگاه امنيتی تركيه كايا را احضار نموده و بازداشت كرد . ساعاتی بعد ، پس از اعتراض وكلای كايا ، او را به قرار وثيقه آزاد كردند .  

كايا متهم بود كه سالها قبل در چند كشور اروپايی از جمله بلژيك و آلمان كنسرتهايی به حمايت از حزب پ. ك. ك برگزار كرده است . چند ماه بعد از اين ماجرا ، كايا به قصد برگذاری كنسرت راهی فرانسه شد و به دليل جو نامناسب تركيه بر اثر غوغای رسانه های گروهی بر عليه اش ، تصميم به اقامت در آن كشور گرفت . او به كمك همسر ﴿ فرانسوا ميتران ﴾ رئيس جمهور فقيد فرانسه ، توانست اقامتی يكساله دريافت كند . در همين حال كايا در دادگاه تركيه به ده سال حبس بصورت غيابی محكوم گرديد . چند ماه پس از اين وقايع ، در صبحگاه ۱۶ نوامبر ۱۹۹۹ در سن ۴۲ سالگی به سبب حمله قلبی در شهر پاريس ديده از جهان فرو بست .

كايا در مجموع ۲۱ آلبوم از ترانه هايش به يادگار گذاشته است كه ۱۹ كاست قبل از مرگ و ۲ كاست بعدی پس از مرگش به كوشش همسر وفادارش منتشر شده است . معروفترين آلبوم او ﴿ ترانه هايم برای كوه ها ﴾ منتشر شده به سال ۹۴ نام دارد كه بيش از ۵/۱ ميليون كاست فروش كرد و جز پر فروشترين آلبومهای تاريخ موسيقی تركيه است . معروفترين اثر او ﴿ با گريه هايمان ﴾ از همين آلبوم است كه موافقان و حتی مخالفانش را به تحسين واداشت . شعر ترانه های او در قالب سبك ﴿ پروتست ﴾ ارائه شده و بدين سبب او را بنيانگذار سبك پروتست در تركيه ميدانند . آنچنان كه از لحاظ موزيك او را پايه گذار سبك موسيقی آزاد در تركيه می خوانند .

رك گويی و جرات فراوان از مشخصه های بارز كايا بود . خود ميگفت كه هميشه بر لبه پرتگاه قدم ميدارد و از اين كار نيز هيچ ابائی ندارد . آرامگاه او در گورستان ﴿ پرلاتنر ﴾ پاريس واقع است . همسر او با بازگرداندن جنازه اش به تركيه مخالفت نمود و اعلام كرد كه تركيه شايستگی آن را ندارد كه مرد بزرگی چون او در خاك آن دفن گردد .

شعار كايا احترام به عقيده و آزادی انديشه بود و عمر خود را نيز در اين راه نثار كرد . تاريخ تركيه ، كايا را بخاطر تاثيری كه بر موسيقی و فضای سياسی بر گرفته از آن گذاشت هرگز فراموش نخواهد كرد

Ehmed Kaya

احمد كايا خواننده ی شهير تركيه در سال ۱۹۵۷ در شهر مالاتيای تركيه به دنيا آمد . زمانی كه نوجوانی بيش نبود به خاطر شرايط دشوار زندگی پدر ، به همراه خانواده به شهر استانبول نقل مكان كردند . پدر او كه قبلا در يك كارخانه نساجی كار ميكرد در استانبول در نمايشگاهی به پادوئی مشغول شد . خود در وصف اين وضعيت ميگفت""هر روز كه از مدرسه به سوی خانه ميرفتم پدر را ميديدم كه مشغول شستشوی اتومبيل است و همه گاه پيش خود ميگفتم هنگامی كه بزرگ شدم برای پدر نمايشگاهی خواهم خريد تا ارباب خود باشد . "" اما اين رويائی بيش نبود چرا كه اندكی بعد پدر با مرگ خود ، خانواده را تنها گذاشت . او كه كوچكترين عضو خانواده بود در شرايط بسيار دشوار و سخت گذران زندگی ميكرد . خود ميگفت ""روزهائی بود حتی قادر به تهيه بليط برای استفاده از اتوبوس شهری نبودم .""

+ نوشته شده توسط msga در شنبه 29 مهر1385 و ساعت 22:4 |